احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
429
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
ببيند كه يكى از خائنين وطن به حكم دولت بدار آويخته شد قهرا همان دقيقه كميته مجازات منحل و همانروز اولين روز سعادت ايران و بزرگترين قدمى است كه كابينه حاضره براى افتخارات خود تدارك كرده است . در پايان مقال با يك نظر تحقير و لهجه تند مدير نوبهار را بواسطه مندرجات مغرضانه او سرزنش كرده ميگوئيم : همان مقصود و منظور خصوصى كه شما را وادار به اين اعتراضات كرده است ديگر نميگذارد با چشم حقيقت حقايق اشياء را ادراك نمائيد كميته مجازات با آن نيت پاك و محبت مخصوصيكه نسبت به تمام هموطنان خود دارد عجالة همين ملامت و توبيخ را در حق يكنفر هموطنيكه تازه زبان حقيقتگوئى را بسته و متأسفانه جامه ديگر بتن كرده است كافى دانسته و اميدوار است بعد از اين حقايق احوال را بهتر از اين استنباط نمايد . » در مورد تروريستها منشىزاده چنين اظهار داشت : من در مورد افراد تروريست و عناصرى كه از اين راه به كميته مجازات خدمت ميكردند هيچ نوع اطلاع شخصى نداشتم و هرگاه چيزى دربارهء آنها ميدانستم از لحاظ انضباط و مقررات ادارى كميته بود كه گاهى بر سبيل تصادف نامى از آنان هنگام مأموريتهاى خاصى برده ميشد . بين افراد حاجى بابا خان اردبيلى ، ميرزا على زنجانى بودند و همچنين مرد ديگرى بنام مهدى خان تبريزى بود كه نزد ابو الفتحزاده او را ملاقات كرده بودم و در آنجا باهم آشنا شديم . بنابگفتهء ميرزا على اكبر خان قاتلين ميرزا محسن افرادى بنام حسين خان الله و احسان اللّه خان بودهاند كه رفيق ديگرى بنام حاجى على اصغر داشتند ، ولى اين شخص در موقع قتل ميرزا محسن با رفقاى ديگرش نبوده و در ترور دست نداشته است . حاجى بابا خان و افراد ديگرى كه دستهء تروريستهاى كميته را تشكيل ميدادند از مجاهدين صدر مشروطيت بودند بخصوص حاجى بابا خان اردبيلى كه در جنگهاى مشروطيت و قيام مشروطهطلبان در تبريز و اردبيل فداكاريهاى بسيار كردهاند . و در راه آزادى مجاهدت زياد نمودهاند و از افراد نخبه و دلير قواى ستار خان و باقر خان بشمار ميرفتند . اين افراد پس از انقلاب مشروطيت يكيك به تهران آمده و با كسانى همكارى كردهاند كه در راه نجات كشور بيك رشته اقدامات مهم خشونتآميز و بىسابقه دست زدهاند . در مورد كمال الوزاره و دكتر ابراهيم خان شفيعزاده بايد بگويم كه اين دو نفر هيچ نوع ارتباط مستقيم يا غيرمستقيمى با كميته نداشتهاند . سپس منشىزاده دوستى خود را با كمال الوزاره شرح ميدهد و اظهار ميدارد كه چگونه او را وادار كرده است كمك مادى مختصرى به كميته بكند . اما راجع به نامههاى اسرارآميزى كه از طرف كميته براى اشخاص مختلف شهر فرستاده شده بود و آنها را متوحش ساخته بود به اين شرح بوده : براى ميرزا باقر خان پدر كميسر تأمينات دو نامه ، بعنوان آقا سيد حبيب اللّه مدعى العموم يك نامه ، براى آقا سيد حسين اردبيلى مدير روزنامهء ايران يك نامه ، نامهء پنجم براى ميرزا كاظم خان مدعى العموم ، نامهء ششم براى صدر نامهء هفتم براى شيخعلى ، نامهء هشتم به ممتاز الدوله وزير عدليه ، نامهء نهم و دهم به ميرزا عبد اللّه خان بهرامى رئيس پليس تأمينات . يك روز قبل از دستگيرى من از بهادر السلطنه بوسيلهء ابو الفتحزاده نامهء دريافت داشته ، بهادر السلطنه ضمن اين نامه ما را دعوت كرده كه براى يك كار فورى و فوتى با او در شميران ملاقات كنيم . چون من ابو الفتحزاده را پيدا نكردم نرفتم اما دريافت اين نامه مرا سخت نگران و مضطرب ساخته بود باينجهت مصمم شدم صبح به شميران بروم ولى چون بامداد فرا رسيد از اجراى تصميم خود منصرف شدم . باوجوداين نداى باطنى به من ميگفت كه بايد پيشبينىهاى احتياطآميز را كرده مدارك و اسنادى را كه ممكن است در حين دستگيرى ما مورد استفاده پليس قرار گيرد جمعآورى نموده از بين ببرم . به اين مناسبت مدارك و اسناد مربوط به كميته را بدست همسرم سپرده به او سفارش كردم كه اگر پليس ما را دستگير ساخت و يا قصد داشت وارد خانه شود فورا اين كاغذها و مدارك را آتش زده و مهر و ساير علائم كميته را از بين ببرد . بر اثر اضطرابى كه به من دست داده بود يك دفعه متوجه گرديدم كه از ساعت خدمت مدتى گذشته است به اين جهت روى دستپاچگى فراموش كردم كه يك اسكناس صد تومانى را از ميان ساير اوراق بردارم ضمن تحقيقاتى كه بعدا از همسرم به عمل آمد متوجه گرديدم كه او دستورهاى مرا كاملا به كار بسته و نگذاشته است مدارك كميته بدست پليس بيفتد و مهر كميته را هم توى گودالى انداخته بود . در مورد جعبهء ژلاتين و وسايل گراور سازى چون اين اشياء اغلب اوقات در منزل من بود و در صورت احتياج مورد استفاده قرار ميگرفت باينجهت وقتى پليس بخانهء من رفت جعبهء مخصوص ژلاتين و وسايل چاپ كميته را بدست آورد . » سرنوشت مؤسسين و اعضاء كميته اعضاء كميتهء مجازات پس از نه ماه همگى به منزل ابو الفتحزاده منتقل شدند بجز منشىزاده كه